به گزارش زنان بیدار ، گاهی تئاتر برای آنکه یک حقیقت بزرگ را نشان دهد، لازم نیست آن را با صدای بلند فریاد بزند؛ کافی است چراغها را خاموش کند!
حالا تصور کنید چراغهای یک مردهشورخانه خاموش شده، آب هم قطع شده و دو مردهشور ماندهاند با کاری که در تاریکی و بیآبی عملاً امکان انجامش وجود ندارد. ماجرا از همینجا آغاز میشود؛ از نقطهای که در نمایش «شُستُ شور» به بستری برای روایت یکی از جدیترین مسائل جامعه تبدیل شده است: بحران مدیریت منابع انرژی و الگوی مصرف.
وحید عبداله بیگلو، کارگردان این اثر از استان قزوین که با «شُستُ شور» در چهارمین جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران در بوکان حضور یافته است، در گفتوگو با خبرنگار زنان بیدار از نمایشی سخن میگوید که قرار است مخاطب را هم بخنداند و هم او را با پرسشی آشنا اما فراموششده روبهرو کند.
بیگلو درباره ایده اصلی نمایش میگوید:
«موضوع نمایش، بحران مدیریت بحران و مصرف انرژی است.»
اما «شُستُ شور» قرار نیست این موضوع را با زبان مستقیم و رسمی روایت کند.
همهچیز از جایی شروع میشود که نباید برق قطع شود!
قصه در یک قبرستان در شهر بوکان اتفاق میافتد؛ جایی که برخلاف جدول اعلامشده خاموشی اداره برق، برق قطع شده است.
زن و مرد مردهشور در چنین شرایطی بلاتکلیف میمانند. نبود برق، مشکلات بهداشتی و کاری ایجاد میکند و سپس با قطع آب، شرایط پیچیدهتر میشود.
اختلافها بالا میگیرد و شخصیتها برای پیدا کردن راهی جهت حل مشکل، مسیرهای مختلفی را امتحان میکنند؛ حتی پایشان به معاونت وزیر نیرو میرسد.
اما آنجا هم پایان ماجرا نیست.
وقتی مسیر حل بحران به نتیجه نمیرسد، داستان به نقطهای غیرمنتظره میرسد؛ تأمین آب و برق از طریق قاچاقچیان انرژی!
و درست در همین نقطه است که طنز نمایش، چهرهای تلختر به خود میگیرد.
در «شُستُ شور» حتی مردگان هم اعتراض دارند!
اما شاید متفاوتترین بخش داستان، جایی باشد که انتظارش را نداریم.
جسدهای مردهشورخانه و اجسادی که در یخچال سردخانه قرار دارند نیز نسبت به وضعیت موجود واکنش نشان میدهند.
آنها که قرار بوده برای همیشه از هیاهوی جهان زندهها فاصله بگیرند، حالا خودشان درگیر بحرانی شدهاند که گویا پایانی برایش متصور نیست.
مردگان به دنبال یک چیزند:
آرامش ابدی.
اما در جهان «شُستُ شور»، حتی رسیدن به آرامش ابدی هم ساده نیست!
همین موقعیت، فضای نمایش را به عرصهای برای طنزی متفاوت تبدیل میکند؛ طنزی که در آن خنده تنها هدف نیست، بلکه وسیلهای برای نزدیک شدن به یک واقعیت اجتماعی است.
یک نمایش زنانه نیست؛ اما زنانش فقط تماشاگر ماجرا نیستند
یکی از نکات قابل توجه در ترکیب بازیگران «شُستُ شور»، حضور نسیم پاییزی راد در کنار جواد یعقوبی و سعید چگینی است؛ بازیگری که علاوه بر حضور روی صحنه، طراحی لباس اثر را نیز بر عهده دارد.
حضور یک شخصیت زن در دل این موقعیت بحرانی، ظرفیت مهمی برای نمایش ایجاد میکند؛ زنی که در فضای مردهشورخانه، هم درگیر مشکلات روزمره است و هم با بحرانی مواجه میشود که تصمیمها و پیامدهایش صرفاً به یک گروه یا جنسیت خاص محدود نمیشود.
در چنین روایتی، بحران انرژی یک مسئله عمومی است؛ اما بار بسیاری از بحرانهای روزمره، در زندگی واقعی، در خانه و خانواده نیز احساس میشود.
از همین منظر، حضور زنان در چنین روایتهایی میتواند به بازنمایی بخشی از تجربه اجتماعی جامعه کمک کند؛ تجربهای که در آن مشکلات زیرساختی، اقتصادی و مدیریتی در نهایت به زندگی روزمره انسانها راه پیدا میکنند.
چرا «راهکار» نمیدهد؟
شاید یکی از متفاوتترین تصمیمهای سازندگان «شُستُ شور»، ندادن یک نسخه آماده برای حل بحران باشد.
بیگلو در اینباره توضیح میدهد که نمایش در قالب کمدی، هم ضعف مدیریت منابع انرژی از سوی مسئولان و هم بدمصرفی مردم را مورد نقد قرار میدهد، اما قرار نیست در پایان یک راهکار مشخص ارائه کند.
به گفته او، تنها جملهای که در این میان مدام تکرار میشود:
«درست مصرف کنید.»
اما همین جمله ساده، برای سازندگان نمایش معنای مهمی دارد.
چرا؟
چون همه آن را میدانند.
همه شنیدهاند.
همه بارها درباره مصرف درست انرژی صحبت کردهاند.
اما مسئله اینجاست که گاهی دانستن، الزاماً به عمل تبدیل نمیشود.
بیگلو معتقد است هدف نمایش، تکرار همین معضل است؛ اینکه مخاطب دوباره با مسئلهای روبهرو شود که تصور میکنیم راهحلش را میدانیم، اما همچنان به شکلهای مختلف با آن مواجهیم.
وقتی «خاموشی» به یک شخصیت تبدیل میشود
در «شُستُ شور»، خاموشی صرفاً یک اتفاق نیست؛ موتور محرک داستان است.
برق که میرود، همهچیز تغییر میکند.
آب که قطع میشود، بحران وارد مرحله تازهای میشود.
وقتی مسئولان نمیتوانند مشکل را حل کنند، شخصیتها به دنبال مسیر دیگری میروند.
و وقتی پای قاچاقچیان انرژی وسط میآید، نمایش از یک مشکل روزمره عبور کرده و به مجموعهای از پرسشهای اجتماعی میرسد.
این همان نقطهای است که کمدی میتواند جدیترین حرفها را بزند؛ بدون آنکه شبیه سخنرانی شود.
تماشاگر میخندد، اما در پس آن خنده، تصویری از جامعهای میبیند که با بحرانهایش دستوپنجه نرم میکند.
از قزوین تا بوکان؛ یک قصه ملی
گروه تئاتر آبان از استان قزوین با این اثر در چهارمین جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران در بوکان حاضر شده است.
این حضور، صرفاً انتقال یک نمایش از یک استان به استان دیگر نیست؛ بلکه انتقال یک دغدغه اجتماعی است.
موضوع «شُستُ شور» جغرافیای مشخصی ندارد.
مصرف انرژی، مدیریت منابع و مواجهه با بحران، مسئلهای است که میتواند مخاطب را در هر نقطهای از کشور درگیر خود کند.
شاید به همین دلیل است که سازندگان نمایش، برای روایت آن به سراغ یک فضای غیرمعمول رفتهاند؛ جایی که زندگی و مرگ در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و حتی مردگان هم از تبعات تصمیمهای زندگان در امان نیستند.
شناسنامه «شُستُ شور»
عنوان: شُستُ شور
کارگردانی: وحید عبداله بیگلو و سعید چگینی
بازیگران: نسیم پاییزی راد، جواد یعقوبی، سعید چگینی
طراحی فضا، طرح و ایده: وحید عبداله بیگلو
گرافیست: رضا تقوینژاد
طراح لباس: نسیم پاییزی راد
گروه نمایشی: آبان – استان قزوین
حاضر در: چهارمین جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران – بوکان
شاید خاموشی تمام شود، اما سؤال باقی میماند
«شُستُ شور» از یک خاموشی آغاز میشود، اما در همان خاموشی متوقف نمیماند.
نمایش، بحران انرژی را بهانه میکند تا درباره چیزی بزرگتر حرف بزند: فراموش کردن مسئلهای که همه آن را میشناسیم.
این اثر نه وعده حل همه مشکلات را میدهد و نه ادعا میکند نسخهای جادویی برای بحران دارد.
فقط دوباره چراغ را خاموش میکند.
تا شاید در تاریکی، چیزی را ببینیم که در روشنایی عادت کردهایم نادیده بگیریم.
و شاید تلخترین شوخی نمایش همین باشد:
وقتی حتی مردهها هم از خاموشی و بیآبی آسوده نیستند، چگونه میتوان انتظار داشت بحران خودش از بین برود؟
«زنان بیدار؛ روایتگر صداهایی که در تاریکی هم شنیده میشوند.»
ارسال نظر