به گزارش زنان بیدار ، کوهستان همیشه فقط آن چیزی نیست که چشم میبیند. پشت صخرههایی که سالها در برابر باد و باران ایستادهاند، در شکافهایی که شاید قرنهاست پای انسان به آنها نرسیده، جهانی خاموش نفس میکشد؛ جهانی از آب و سنگ، حیات و رسوب، تاریخ و راز.
اکنون خبر شناسایی ۵۹ غار در نقاط مختلف آذربایجانغربی، بار دیگر نگاهها را به یکی از ناشناختهترین بخشهای میراث طبیعی این استان برده است؛ غارهایی که ارزش آنها فقط به زیبایی ظاهریشان خلاصه نمیشود و هر کدام میتوانند بخشی از داستان زمین و حیات را در خود حفظ کرده باشند.
اما این پایان داستان نیست.
مسئولان محیط زیست میگویند احتمال وجود صدها غار ناشناخته دیگر در دل کوهستانهای استان همچنان وجود دارد؛ یعنی شاید بخش بزرگی از این میراث زیرزمینی هنوز حتی روی نقشهها نیز ثبت نشده باشد.
وقتی عدد ۵۹، معنایی فراتر از یک آمار پیدا میکند
حجت جباری، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجانغربی، با اشاره به شناسایی این غارها تأکید کرده است که همه آنها از نظر ویژگیهای طبیعی، زمینشناختی، زیستی و تاریخی در یک سطح نیستند.
این تفاوت، یک پیام مهم دارد:
برای حفاظت از غارها نمیتوان نسخهای واحد نوشت.
هر غار باید ابتدا شناخته شود؛ ویژگیهایش ثبت شود، ارزشهایش مورد مطالعه قرار گیرد و میزان حساسیت آن مشخص شود. پس از آن است که میتوان درباره شیوه حفاظت یا امکان استفاده گردشگری از آن تصمیم گرفت.
در واقع، پیش از آنکه سؤال کنیم «چگونه از یک غار بازدید کنیم؟»، باید بپرسیم:
آیا این غار اساساً باید در معرض بازدید عمومی قرار بگیرد؟
چهار غار در آذربایجانغربی؛ چهار پرونده برای حفاظت
بر اساس اعلام مدیرکل حفاظت محیط زیست استان، تاکنون چهار غار آذربایجانغربی توسط کمیته ملی غارشناسی درجهبندی شدهاند.
در این میان:
-
سهولان مهاباد در درجه حفاظتی دو قرار گرفته است.
-
قلایچی بوکان
-
دوکچی بوکان
-
و شکریازی سلماس
در درجه حفاظتی یک قرار دارند.
این درجهبندی صرفاً یک عنوان اداری نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند تعیین اولویتهای حفاظتی برای میراث غاری محسوب میشود.
سهولان؛ جایی که آب، سنگ و زمان به هم میرسند
نام سهولان برای بسیاری از مردم با تصویری از حوضچههای آب، تالارهای سنگی و سازندهای آهکی گره خورده است.
اما پشت این تصویر گردشگری، یک اکوسیستم طبیعی حساس قرار دارد.
غار سهولان مهاباد به دلیل برخورداری از ساختار آبی ـ خشکی، حوضچهها و سازندهای آهکی، از مهمترین جاذبههای طبیعی آذربایجانغربی محسوب میشود و در سال ۱۳۷۹ به عنوان اثر طبیعی ملی به ثبت رسیده است.
سهولان به ما یادآوری میکند که طبیعت گاهی میلیونها سال برای ساختن چیزی زمان صرف میکند؛ اما انسان میتواند در چند لحظه به آن آسیب بزند.
غارهایی که تاریخ را هم در خود جای دادهاند
در میان غارهای استان، اهمیت برخی تنها به طبیعت محدود نمیشود.
غارهای قلایچی و دوکچی بوکان به دلیل مجاورت با محوطه باستانی تپه قلایچی، از منظر تاریخی و فرهنگی نیز اهمیت دارند.
از سوی دیگر، علیشیخ در خوی و جبیکلو در باروق از دیگر نمونههایی هستند که بررسی علمی آنها میتواند به شناخت دقیقتر میراث غاری استان کمک کند.
اینجاست که مرز میان «میراث طبیعی» و «میراث فرهنگی» باریک میشود؛ چراکه یک غار ممکن است همزمان بخشی از تاریخ زمین و بخشی از داستان حضور انسان در این سرزمین را در خود جای داده باشد.
همه غارها را نمیتوان به مقصد گردشگری تبدیل کرد
یکی از مهمترین هشدارهای مطرحشده از سوی محیط زیست استان، درباره نگاه صرفاً گردشگری به غارهاست.
مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجانغربی تأکید کرده است که همه غارها ظرفیت گردشگری ندارند.
این نکته شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن یک اصل مهم زیستمحیطی قرار دارد:
هر جاذبه طبیعی الزاماً یک جاذبه گردشگری نیست.
اگر یک غار ارزش زیستی، زمینشناختی یا حفاظتی ویژهای داشته باشد، افزایش ورود انسان میتواند به همان ویژگیهایی آسیب بزند که غار را ارزشمند کردهاند.
بنابراین گردشگری غار، تنها زمانی قابل طرح است که ارزشهای طبیعی و حفاظتی آن ابتدا شناسایی شده و ظرفیت محیطی آن نیز مورد توجه قرار گرفته باشد.
در دل تاریکی، زندگی جریان دارد
غار برای انسان ممکن است فضایی سرد، تاریک و ساکت به نظر برسد؛ اما برای بسیاری از موجودات زنده، خانه است.
خفاشها و برخی دیگر از جانوران شبزی در این محیطها زندگی میکنند و گونههایی از جانداران میکروسکوپی نیز با شرایط خاص غارها سازگار شدهاند.
از سوی دیگر، غارها برای دانشمندان مانند کتابخانههای طبیعی هستند.
سنگها، رسوبات و لایههای موجود در آنها میتوانند اطلاعاتی درباره گذشته زمین، تغییرات اقلیمی و روندهای زیستی در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
به همین دلیل، وقتی یک سازند غاری شکسته میشود یا بخشی از رسوبات آن بدون مطالعه علمی از بین میرود، تنها یک قطعه سنگ آسیب ندیده است؛ ممکن است بخشی از اطلاعات غیرقابل تکرار درباره گذشته زمین از میان رفته باشد.
«غار پاک» یعنی احترام به تمام آنچه در تاریکی زنده است
در نگاه نخست، غار پاک یعنی غاری که در آن زباله ریخته نشده باشد.
اما مفهوم واقعی بسیار فراتر از این است.
به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست استان، غار پاک غاری است که ارزشهای طبیعی، زمینشناختی و تاریخی آن نیز مورد احترام قرار گرفته باشد.
پس حفاظت فقط جمعآوری بطری و کیسه پلاستیکی نیست.
حفاظت یعنی سازندهای غاری تخریب نشوند؛
زیستگاه جانوران آسیب نبیند؛
رسوبات طبیعی جابهجا نشوند؛
نوشته و یادگاری روی دیوارهها باقی نماند؛
و انسان بداند که وقتی وارد یک غار میشود، وارد خانه موجوداتی شده که ممکن است هزاران سال با شرایط خاص آن محیط سازگار شده باشند.
ایران؛ سرزمینی با هزاران غار، اما هنوز با ناشناختههای بسیار
بر اساس اطلاعات ارائهشده، حدود ۲ هزار غار در کشور دارای شناسنامه هستند.
از این میان، ۱۹۳ غار در محدوده مناطق تحت حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست شناسایی شده و برای آنها برنامههای حفاظتی اجرا میشود.
همچنین ۲۱ غار در کشور به عنوان اثر طبیعی ملی ثبت شدهاند.
در سطح ملی نیز فرآیند درجهبندی غارها دنبال میشود و تاکنون ۳۳ غار درجهبندی شدهاند.
این درجهبندی با بررسی مجموعهای از شاخصها انجام میشود؛ از وضعیت فیزیکی و زمینشناختی گرفته تا ارزشهای تاریخی، منابع آبی، تنوع زیستی، شرایط اجتماعی و ظرفیت گردشگری.
همزمان، سازمان حفاظت محیط زیست در حال بازنگری دستورالعمل حفاظت و بهرهبرداری از غارهاست؛ اقدامی که میتواند در آینده چارچوب حفاظتی این زیستبومهای حساس را دقیقتر کند.
اما بزرگترین خبر شاید هنوز کشف نشده باشد
۵۹ غار شناسایی شدهاند؛ اما کوهستانهای آذربایجانغربی هنوز تمام رازهای خود را آشکار نکردهاند.
احتمال وجود صدها غار ناشناخته، چشمانداز تازهای پیش روی پژوهشگران، غارنوردان و نهادهای مسئول قرار میدهد.
شاید در دل یک کوه، غاری وجود داشته باشد که ساختار زمینشناختی متفاوتی دارد.
شاید در دل غاری دیگر، زیستگاهی منحصربهفرد قرار گرفته باشد.
شاید رسوبات یک غار، اطلاعاتی از اقلیم هزاران سال پیش در اختیار دانشمندان قرار دهد.
و شاید برخی از این فضاها هرگز نباید به مقصد گردشگری تبدیل شوند؛ زیرا ارزش واقعیشان در دستنخورده ماندن آنهاست.
سهم ما از این میراث چیست؟
حفاظت از غارها فقط مسئولیت محیط زیست نیست.
جامعه محلی، غارنوردان، گروههای مردمنهاد، پژوهشگران و گردشگران نیز در این مسیر نقش دارند.
یک بازدید مسئولانه میتواند با چند رفتار ساده آغاز شود:
چیزی از غار برنداریم.
چیزی در آن رها نکنیم.
سازندهای سنگی را لمس یا تخریب نکنیم.
روی دیوارهها یادگاری ننویسیم.
برای جانوران مزاحمت ایجاد نکنیم.
و مهمتر از همه:
هر جا که طبیعت به ما اجازه ورود میدهد، به این معنا نیست که حق داریم هر کاری انجام دهیم.
پایان یک گزارش؛ آغاز یک مسئولیت
آذربایجانغربی امروز ۵۹ غار شناساییشده دارد؛ اما ارزش واقعی این خبر نه در تعداد آنها، بلکه در فرصتی است که برای شناخت، مستندسازی و حفاظت از این میراث فراهم میکند.
غارها صدای بلندی ندارند.
اعتراض نمیکنند.
وقتی دیوارهای تخریب میشود، وقتی سازندی شکسته میشود یا زیستگاهی از بین میرود، طبیعت شاید همان لحظه فریاد نزند.
اما زمان، جای خالی آنچه از دست رفته را ثبت میکند.
نسلهای آینده شاید هرگز نتوانند آنچه امروز نابود میشود را دوباره ببینند.
پس حفاظت از غارها فقط حفاظت از چند حفره در دل کوه نیست؛
حفاظت از بخشی از حافظه زمین است.
و شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که پیش از آنکه برای هر غار تابلو، جاده و بلیت طراحی کنیم، ابتدا برای آن شناخت، شناسنامه و برنامه حفاظت داشته باشیم.
«زنان بیدار؛ چشمهایی برای دیدن آنچه پنهان است، صدایی برای پاسداری از آنچه نباید از دست برود.»
ارسال نظر