به گزارش زنان بیدار ، نیازهای احساسی، تنها نیاز به عشق و محبت را شامل نمی شود بلکه مهمتر از آن توجه به این حقیقت است که احساسات شما را نه تنها نپذیرفته اند بلکه آنها را نادیده گرفته و منکر آن شده اند. مثال: پدر و مادر نزاع می کنند. کودک می ترسد از مادرش می پرسد: «چرا از بابا عصبانی هستی؟» مادر در حالی که خشم و ناراحتی به خوبی از چهره اش پیداست می گوید: «من عصبانی نیست». کودک گیج می شود و می گوید: «اما صدای فریاد شما را شنیدم». مادر خشمگینانه جواب می دهد: «گفتم که عصبانی نیستم اما اگر بازهم سؤال کنی عصبانی می شوم». کودک بیشتر سردرگم می شود و می ترسد. او در اینجا در معرض یک انتخاب قرار می گیرد. یا باید بپذیرد که برداشتش درست است و مادر به او دروغ می گوید و یا اینکه بپذیرد که آنچه می بیند و می شنود و احساس می کند، اشتباه است.خانواده ناسالم و بدکارکردی دارای یک یا چند ویژگی زیر است:-رفتارهای وسواس گونه مانند پرخوری، کارکردن بیش از حد، وسواس در نظافت، خرج کردن بی رویه و....1-کتک زدن همسر و فرزندان2-رفتار نامناسب جنسی از سوی پدر یا مادر34-بحث و جدل فراوان میان اعضای خانواده5-سوء مصرف مواد یا الکل6-قهر کردن طولانی پدر و مادر -وجود نگرش های ضد و نقیض در پدر و مادر7-رقابت والدین با یکدیگر و یا با فرزندان8-ناتوانی والدین در برقراری ارتباط مناسب با افراد خانواده و در نتیجه فاصله گرفتن از آنها9-سختگیری بیش از اندازه در زمینه های پول، مذهب، کار، ابراز محبت، روابط جنسی، تلویزیون، مسائل سیاسی و...10از آنجایی که از محبت و توجه لازم بی بهره بوده اید، سعی می کنید که نیاز برآورده نشده خود را محبت کردن به دیگران و به خصوص به مردانی که به شکلی محتاج آن به نظر می رسند، ارضاء کنید.از آنجایی که هرگز نمی توانستید والدین خود را به اشخاصی گرم و پرمحبت تبدیل کنید، سعی می کنید به همسری محبت محبت شما را پاسخ نمی دهد.ًکنید که لزوماتحت تأثیر وحشت ترک شدن و تنها ماندن، همه تلاش تان را می کنید که رابطه شما از هم گسسته نشود.برای شما زحمتی بیش از اندازه، زمانی بیش از حد طولانی و یا اقدامی بیش از حد گران نیست که نتوانید به همسرتان کمک کنید:برایش لباس می خریم تا تصویر ذهنی بهتری به او بدهیمبرایش مشاور پیدا می کنیم و بعد التماس می کنیم که به او مراجعه کندبرایش سرگرمی ها و تفریحاتی تدارک می بینیم تا بتواند اوقاتش را بهتر بگذراند.مرتب خانه عوض می کنیم زیرا او از جایی که در آن زندگی می کند راضی نیست.نیمی از دارایی یا حتی اموالمان را به او می بخشیم تا در نظرمان حقیر جلوه نکند.مکانی برای زندگی کردن به او می دهیم تا احساس امنیت خاطر بکند.به او اجازه می دهیم تا با احساساتمان بازی کند.از آنجایی که به کمبود محبت عادت کرده اید، برای راضی کردن دیگران تلاش بیشتر می کنید و امید به موفقیت دارید. درصد مسؤلیت، احساس گناه و سرزنش را متوجه خود می دانید.50در روابط خود با همسرتان بیش از حرمت نفس اندک دارید و در اعماق وجودتان خود را شایسته خوشبختی و سعادت نمی دانید. به جای آن معتقدید که حق لذت بردن از زندگی را دیگران باید به شما بدهند.می خواهید هرطور شده همسرتان را کنترل کنید، می خواهید بر روابط خود با اشخاص مسلط باشید زیرا در کودکی از احساس امنیت خاطر برخوردار نبوده اید. اما بر نیازی که به کنترل دیگران دارید نقاب می زنید و خود را زنی که می خواهد به همسرش کمک کند و کاری در حق او انجام دهد معرفی می نمائید.در روابط خود با دیگران به جای توجه به واقعیت های موجود به آنچه می توانست وجود داشته باشد و به عبارت دیگر به رؤیا و خیال توجه می کنید.شما معتاد به مردان و تألم احساسی هستید: برای زنان شیفته، هرچه تبادل ها با همسر دردناکتر باشد، حواسشان بیشتر پرت می شود، یک رابطه بد و وحشتناک در حکم استعمال مواد مخدر قوی است.شما به لحاظ احساسی مستعد گرفتار شدن به مواد اعتیادآور هستید، ممکن است به بعضی از غذاها و به خصوص غذاهای شیرین علاقه مند شوید.به نیازهای دیگران توجه می کنید و می خواهید هرطور شده این نیازها را برطرف سازید. در این شرایط فرصتی برای رسیدگی به نیازهای خودتان باقی نمی ماند. فراموش می کنید که در قبال خودتان نیز مسؤلیتهایی دارید.تحت تأثیر روابط ناپایدار با دیگران ممکن است زمینه را برای افسرده شدن خود مهیا سازید.شما به مردهای مهربان، باثبات، قابل اعتماد و علاقه مند به شما جلب نمی شوید. به نظرتان می رسد که مردانی با این ویژگی ملال انگیز هستند: از نظر زنان شیفته، مردان بی ثبات، مردان غیرقابل اعتماد ماجراجو، مردان غیرقابل پیش بینی احساساتی، مردان نابالغ جذاب و دمدمی مزاج، اسرارآمیز و جالب هستند.
ارسال نظر