به گزارش زنان بیدار ، گاهی یک جشنواره فقط مجموعهای از اجراها، داوریها و برنامههای رسمی نیست؛ گاهی پنجرهای است رو به شهری که سالهاست فرهنگ را نه در قاب ویترین، بلکه در متن زندگی خود نفس میکشد. بوکان از همین جنس شهرهاست؛ شهری که در آن، هنر برای دیدهشدن به دنبال اجازه نمیگردد و فرهنگ، بخشی از حافظه و زیست روزمره مردم است. چهارمین دوره جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران نیز در چنین بستری برگزار شد؛ جایی که صحنه با شهر پیوند خورد و تئاتر با مخاطبی روبهرو شد که فقط برای تماشا نیامده بود. مهدی منصور، منتقد این دوره از جشنواره، در گفتوگویی اختصاصی با «زنان بیدار» از تجربهای سخن میگوید که برای او تنها تماشای چند اتود نمایشی نبود؛ بلکه مواجهه با شهری بود که میتواند بخشی از روایت آینده تئاتر ایران باشد. او از جشنوارهای میگوید که از روزهای آغازین عبور کرده، در جستوجوی هویت خویش است و اکنون بیش از همیشه به گفتوگو، نقد، ارتباط و شنیدهشدن نیاز دارد.
«بوکان را نمیتوان فقط از پشت صحنه تئاتر دید»
زنان بیدار: آقای منصور، اگر بخواهیم گفتوگو را با نخستین تصویری که از بوکان در ذهن شما باقی مانده آغاز کنیم، چه میگویید؟
مهدی منصور:
بوکان برای من فقط یک شهر میزبان جشنواره نبود.
این نکته شاید ساده به نظر برسد، اما در تجربه یک منتقد اهمیت زیادی دارد. بعضی شهرها صرفاً میزبان یک رویداد هستند؛ سالن در اختیار جشنواره قرار میگیرد، گروهها میآیند، اجرا میکنند و میروند. اما بعضی شهرها خودشان وارد رویداد میشوند.
بوکان برای من از جنس دوم بود.
فرهنگ در این شهر یک امر تزئینی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره مردم است. همین مسئله باعث میشود وقتی یک اثر نمایشی در بوکان اجرا میشود، مخاطب را نتوان صرفاً با عنوان «تماشاگر» تعریف کرد.
او با خودش تاریخ، خاطره، زبان، تجربه زیسته و حافظه جمعی میآورد.
بنابراین اثر نمایشی فقط روی صحنه اتفاق نمیافتد؛ بخشی از آن در ذهن و تجربه مخاطب ادامه پیدا میکند.
«مخاطب بوکان فقط تماشاگر نیست»
زنان بیدار: شما بر مفهوم مخاطب تأکید ویژهای دارید. چرا این مسئله برایتان مهم است؟
مهدی منصور:
چون تئاتر بدون مخاطب زنده نمیماند.
اما منظور من از مخاطب، کسی نیست که صرفاً روی صندلی بنشیند و اجرا را ببیند.
مخاطب واقعی وارد رابطه با اثر میشود. سؤال میکند، مقایسه میکند، واکنش نشان میدهد و حتی ممکن است با برداشت هنرمند موافق نباشد.
در بوکان، این ارتباط برای من محسوس بود.
مخاطب با تصویر و زبان و حافظه جمعی خودش با اثر مواجه میشود. این همان چیزی است که میتواند یک اجرای نمایشی را از یک «اجرا» به یک «تجربه» تبدیل کند.
به همین دلیل فکر میکنم یکی از سرمایههای مهم این جشنواره، شهری است که آن را میزبانی میکند.
جشنوارهای که دیگر نمیتواند فقط «برگزار شود»
زنان بیدار: شما دوره چهارم را چگونه دیدید؟
مهدی منصور:
به نظرم دوره چهارم یک نقطه مهم در مسیر جشنواره است.
جشنواره از مرحله آغاز عبور کرده است. چهار دوره یعنی دیگر نمیتوان فقط با منطق «برگزاری» به آن نگاه کرد.
از اینجا به بعد، پرسش مهمتر این است که جشنواره چه هویتی برای خودش تعریف میکند.
چه چیزی قرار است ویژگی اصلی آن باشد؟
چه چیزی باعث میشود هنرمندی از نقطهای دیگر از ایران بخواهد به بوکان بیاید؟
چه چیزی باعث میشود بعد از پایان جشنواره، ارتباط میان هنرمندان ادامه پیدا کند؟
اینها پرسشهایی است که به نظرم اکنون باید جدیتر دربارهشان فکر کرد.
«نقد یعنی دیدن همزمان ظرفیت و کاستی»
زنان بیدار: وقتی از هویت جشنواره صحبت میکنیم، طبیعتاً نقد هم اهمیت پیدا میکند. شما بهعنوان منتقد، با چه رویکردی به این دوره نگاه کردید؟
مهدی منصور:
برای من نقد به معنای پیدا کردن ضعفها و فهرست کردن کاستیها نیست.
نقد سازنده باید بتواند همزمان دو چیز را ببیند: ظرفیتها و کمبودها.
هر جشنوارهای در مسیر رشد خودش با مسائل مختلف روبهرو میشود. این طبیعی است.
مهم این است که از هر دوره تجربهای برای دوره بعد باقی بماند.
آنچه در دوره چهارم برای من قابل توجه بود، اراده جدی برای تداوم بود.
این اراده ارزشمند است.
زیرا برگزاری یک رویداد ممکن است با انرژی اولیه انجام شود، اما ماندگار کردن آن نیازمند برنامه، تجربه، اصلاح، گفتوگو و نگاه بلندمدت است.
پرسش بزرگ: «آیا فقط نمایش اجرا میکنیم؟»
زنان بیدار: اگر قرار باشد یک پرسش محوری درباره آینده جشنواره مطرح کنید، آن پرسش چیست؟
مهدی منصور:
برای من پرسش اصلی این است:
آیا جشنواره فقط نمایش اجرا میکند یا میتواند گفتوگوی هنری هم بسازد؟
این دو مسئله با هم تفاوت دارند.
اجرای نمایش، پایان ماجرا نیست.
اگر پس از اجرا، درباره اثر صحبت نشود، اگر هنرمند فرصت دفاع یا توضیح درباره نگاه خود را نداشته باشد، اگر منتقد نتواند پرسش خود را مطرح کند و اگر میان گروههای نمایشی ارتباطی شکل نگیرد، بخش مهمی از ظرفیت جشنواره استفاده نشده است.
جشنواره باید بتواند چیزی فراتر از اجرای چند اثر تولید کند.
باید تجربه تولید کند.
باید گفتوگو تولید کند.
باید ارتباط ایجاد کند.
و حتی باید امکان اختلاف نظر سازنده را فراهم کند.
«نشست نقد میتواند نبض جشنواره باشد»
زنان بیدار: به نظر شما نشستهای نقد در دورههای آینده چه جایگاهی باید داشته باشند؟
مهدی منصور:
نشست نقد میتواند یکی از مهمترین بخشهای یک جشنواره باشد.
نه به این معنا که منتقد صرفاً درباره خوب یا بد بودن یک اثر صحبت کند؛ بلکه به این معنا که فضای گفتوگو شکل بگیرد.
هنرمند، منتقد و مخاطب باید بتوانند با یکدیگر صحبت کنند.
حتی اختلاف نظر هم میتواند مفید باشد.
گاهی یک پرسش منتقد میتواند هنرمند را به فکر تازهای برساند و گاهی پاسخ هنرمند میتواند نگاه منتقد را تغییر دهد.
این رفتوبرگشت، همان چیزی است که یک رویداد هنری را زنده نگه میدارد.
بوکان؛ از میزبان جشنواره تا مقصد هنرمندان
زنان بیدار: اگر قرار باشد یک آرزوی مشخص برای آینده جشنواره داشته باشید، آن چیست؟
مهدی منصور:
آرزو میکنم بوکان به جایی برسد که هنرمندان مناطق مختلف ایران، حضور در جشنواره را یک فرصت جدی برای دیدهشدن و گفتوگو بدانند.
نه اینکه جشنواره صرفاً در حاشیه جریان تئاتر کشور قرار بگیرد.
بلکه تبدیل شود به نقطهای که هنرمندان بدانند در آن میتوانند اثرشان را عرضه کنند، تجربههایشان را به اشتراک بگذارند، با هنرمندان دیگر آشنا شوند و با جامعه محلی ارتباط برقرار کنند.
این اتفاق به مرور شکل میگیرد.
نیازمند استمرار و برنامهریزی است.
اما ظرفیت آن وجود دارد.
«جشنواره باید با مردم گفتوگو کند»
زنان بیدار: در این مسیر، جامعه محلی چه نقشی دارد؟
مهدی منصور:
مردم، بخشی از هویت جشنوارهاند.
اگر جشنواره با مردم ارتباط نداشته باشد، بخشی از ظرفیت خودش را از دست میدهد.
جامعه محلی نباید فقط مصرفکننده یک رویداد هنری باشد.
میتواند مخاطب، همراه، منتقد و حتی بخشی از روایت جشنواره باشد.
در شهری مثل بوکان که فرهنگ حضور پررنگی در زندگی مردم دارد، این ارتباط میتواند بسیار جدیتر و عمیقتر شود.
من امیدوارم در دورههای آینده، این ارتباط گستردهتر شود.
«اتود»؛ یک آغاز کوچک برای یک مسیر بزرگ
زنان بیدار: نام جشنواره با «اتود» گره خورده است. به نظر شما اتود چه ظرفیتی دارد؟
مهدی منصور:
اتود را میتوان آغاز یک مسیر دانست.
اتود لزوماً یک اثر نهایی نیست؛ میتواند یک ایده، یک تجربه، یک کشف یا حتی یک پرسش باشد.
به همین دلیل جشنواره اتودهای نمایشی میتواند محل کشف استعدادها و ایدههای تازه باشد.
اگر این ظرفیت به درستی دنبال شود، جشنواره میتواند به فضایی برای شکلگیری جریانهای تازه نمایشی تبدیل شود.
گاهی یک ایده کوچک، اگر فرصت رشد پیدا کند، میتواند در آینده به یک اثر کامل و جدی تبدیل شود.
مهم این است که آن ایده دیده شود.
«دیدهشدن، خودش یک اتفاق فرهنگی است»
زنان بیدار: شما چند بار از مفهوم «دیدهشدن» استفاده کردید. چرا این مفهوم را مهم میدانید؟
مهدی منصور:
چون بسیاری از استعدادها، الزاماً به دلیل نبود توانایی نادیده نمیمانند؛ گاهی فرصت دیدهشدن پیدا نمیکنند.
جشنواره میتواند این فرصت را ایجاد کند.
وقتی گروهی از یک منطقه دورتر امکان حضور پیدا میکند، اثرش را عرضه میکند و با هنرمندان و منتقدان ارتباط میگیرد، در واقع بخشی از دیوار فاصله را کنار میزند.
برای من، جشنواره زمانی ارزشمندتر میشود که این امکان را برای صداهایی فراهم کند که کمتر شنیده شدهاند.
پایان یک جشنواره؛ آغاز یک گفتوگو
زنان بیدار: اگر بخواهید یک جمله پایانی برای این دوره و آینده جشنواره داشته باشید، چه میگویید؟
مهدی منصور:
فکر میکنم جشنواره نباید با پایان آخرین اجرا تمام شود.
اگر بعد از پایان جشنواره، یک هنرمند با یک تجربه تازه برگردد، یک منتقد با یک پرسش تازه مواجه شود، یک مخاطب درباره یک اثر بیشتر فکر کند و دو هنرمند از دو نقطه متفاوت ایران با یکدیگر ارتباط پیدا کنند، آن جشنواره ادامه پیدا کرده است.
من برای دورههای آینده آرزوی رشد، پویایی و ماندگاری دارم.
و در پایان، از دبیر جشنواره، تیم اجرایی، هیئت داوران، گروههای نمایشی و مردم بوکان صمیمانه تشکر میکنم.
آنچه در یک جشنواره دیده میشود، حاصل تلاش مجموعهای از آدمهاست.
امیدوارم این تلاش در دورههای بعدی گستردهتر و پربارتر شود.
و امیدوارم بوکان همچنان شهری بماند که در آن، تئاتر فقط روی صحنه دیده نمیشود؛ بلکه در میان مردم، در گفتوگوها و در حافظه فرهنگی شهر ادامه پیدا میکند.
مهدی منصور
منتقد دوره چهارم جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران در بوکان
روایت پایانی «زنان بیدار»
چهارمین دوره جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران در بوکان را شاید بتوان در یک جمله خلاصه کرد: جشنوارهای که در جستوجوی هویت خویش است.
اما هویت یک جشنواره را تنها عنوان آن، پوستر آن یا تعداد اجراهایش نمیسازد.
هویت زمانی شکل میگیرد که یک رویداد بتواند با شهر، مردم، هنرمندان، منتقدان و مخاطبانش رابطهای ماندگار ایجاد کند.
مهدی منصور در این گفتوگو از آیندهای سخن میگوید که در آن بوکان تنها یک میزبان نباشد؛ بلکه به نقطهای برای دیدار صداهای مختلف تئاتر ایران تبدیل شود.
شاید ارزش واقعی یک جشنواره، دقیقاً از همان لحظهای آغاز شود که چراغهای سالن خاموش میشوند؛ وقتی تماشاگر به خانه میرود، هنرمند با پرسشهای تازه روبهرو میشود و یک گفتوگو در ذهنها ادامه پیدا میکند.
اتود میتواند کوتاه باشد؛ اما اندیشهای که از دل آن متولد میشود، میتواند راهی بسیار بلندتر از صحنه طی کند.
«زنان بیدار؛ روایتِ صداهایی که دیده میشوند، شنیده میشوند و ماندگار میمانند.»
ارسال نظر