یادداشت اختصاصی زنان بیدار

وقتی شهر به صحنه تبدیل می‌شود؛ بوکان، زنان و روایت تازه‌ای از «هنر برای مردم»

شناسهٔ خبر: 55DBCEA6 -
گاهی یک رویداد فرهنگی فقط یک برنامه در تقویم نیست؛ اتفاقی است که برای چند ساعت، مناسبات معمول یک شهر را تغییر می‌دهد.

به گزارش زنان بیدار ، کارناوال خیابانی چهارمین جشنواره ملی اتودهای نمایشی ایران در بوکان از همین جنس بود؛ رویدادی که هنر را از سالن‌های بسته بیرون کشید و به میان مردم برد؛ به خیابان، میدان، پارک و میان نگاه‌های هزاران شهروند.

این اتفاق از یک منظر ساده به نظر می‌رسد: گروه‌هایی از استان‌های مختلف آمده‌اند، موسیقی نواخته‌اند، لباس‌های محلی پوشیده‌اند و برنامه اجرا کرده‌اند. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، با پدیده‌ای فراتر از یک افتتاحیه هنری مواجه می‌شویم.

شهر، وقتی خودش تماشاگر و بازیگر می‌شود

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هنر خیابانی این است که مخاطب را انتخاب نمی‌کند؛ مخاطب خودش را پیدا می‌کند.

در سالن تئاتر، تماشاگر تصمیم می‌گیرد وارد فضای اجرا شود. اما در خیابان، این هنر است که به سراغ مردم می‌رود.

امروز در بوکان، شهروندی که شاید قصد تماشای تئاتر نداشت، ناگهان با صدای دهل و سرنا، دف، موسیقی اقوام و گروه‌های نمایشی روبه‌رو شد. خانواده‌ای که برای عبور از یک خیابان آمده بود، بخشی از یک اجرای هنری را دید و هزاران شهروند نیز دوربین تلفن همراه خود را به سمت این رویداد گرفتند.

این همان نقطه‌ای است که فرهنگ از یک «برنامه» به یک «تجربه جمعی» تبدیل می‌شود.

۲۳ استان؛ یک جشنواره و صدها روایت فرهنگی

حضور گروه‌هایی از ۲۳ استان کشور، اهمیت دیگری به این رویداد بخشید.

ایران را نمی‌توان فقط در قالب یک روایت واحد فرهنگی تعریف کرد. تنوع قومی، زبانی، موسیقایی، آیینی و نمایشی، بخش مهمی از واقعیت فرهنگی این سرزمین است.

کارناوال امروز، این تنوع را نه در قالب یک سخنرانی یا نمایشگاه، بلکه به شکلی زنده و عینی پیش روی مردم قرار داد.

لباس محلی، موسیقی، حرکات آیینی و شیوه‌های متفاوت اجرا، هر کدام روایتی از یک جغرافیا بودند.

از این منظر، فرش قرمز جشنواره فقط مسیر عبور گروه‌های نمایشی نبود؛ صحنه‌ای برای دیده‌شدن تنوع فرهنگی ایران بود.

و اما زنان؛ حضوری که نمی‌توان از کنار آن ساده گذشت

در میان تصاویر و صحنه‌های این کارناوال، حضور زنان و دختران هنرمند یکی از جلوه‌های برجسته بود.

این حضور اهمیت دارد؛ نه صرفاً به دلیل تعداد، بلکه به دلیل جایگاهی که زنان در تولید و ارائه فرهنگ دارند.

وقتی یک دختر هنرمند در یک کارناوال خیابانی می‌نوازد، اجرا می‌کند، بازی می‌کند یا در یک گروه آیینی حضور دارد، در حقیقت بخشی از یک روایت فرهنگی را نمایندگی می‌کند.

او فقط «شرکت‌کننده» یک جشنواره نیست؛ خالق بخشی از تجربه فرهنگی جامعه است.

از همین رو، ثبت و انعکاس حضور زنان هنرمند در چنین رویدادهایی اهمیت رسانه‌ای ویژه‌ای دارد. رسانه نباید فقط از برگزاری جشنواره خبر بدهد؛ باید کسانی را نیز ببیند که این جشنواره را می‌سازند.

و زنان، در این روایت، باید دیده شوند.

تلفن‌های همراه؛ رسانه‌های کوچک یک شهر بزرگ

یکی از تصاویر قابل تأمل این رویداد، حضور هزاران شهروندی بود که با تلفن‌های همراه خود مشغول تصویربرداری بودند.

این رفتار را نباید صرفاً یک عادت روزمره دانست.

در عصر رسانه‌های اجتماعی، هر شهروند می‌تواند به یک ثبت‌کننده، روایتگر و توزیع‌کننده محتوا تبدیل شود.

کارناوال بوکان در همان لحظه‌ای که روی خیابان اجرا می‌شد، در قاب تلفن‌های همراه شهروندان نیز بازتولید می‌شد.

به این ترتیب، رویداد از محدوده جغرافیایی بوکان فراتر رفت و امکان پیدا کرد که در فضای مجازی نیز به حیات خود ادامه دهد.

این همان سرمایه رسانه‌ای ارزشمندی است که رویدادهای فرهنگی امروز می‌توانند از آن بهره ببرند.

استقبال مردم؛ سرمایه‌ای که باید جدی گرفته شود

حضور گسترده مردم در یک رویداد فرهنگی، صرفاً یک تصویر زیبا نیست؛ یک پیام اجتماعی نیز دارد.

مردم برای دیدن هنر به خیابان آمدند.

این اتفاق می‌تواند نشانه‌ای مهم برای برنامه‌ریزان فرهنگی باشد که مخاطب، اگر رویداد باکیفیت، جذاب و در دسترس باشد، خود را به آن می‌رساند.

هنر زمانی می‌تواند به بخش جدی‌تری از زندگی اجتماعی تبدیل شود که از مردم فاصله نگیرد.

گاهی لازم نیست برای جذب مخاطب، مردم را به سالن دعوت کرد؛ کافی است سالن را به میان مردم آورد.

بوکان و یک تجربه قابل تأمل

کارناوال امروز بوکان یک پرسش مهم را نیز پیش روی مدیران فرهنگی قرار می‌دهد:

چگونه می‌توان چنین رویدادهایی را از یک اتفاق مناسبتی به یک جریان مستمر فرهنگی تبدیل کرد؟

پاسخ این پرسش فقط در برگزاری جشنواره‌های بیشتر نیست.

تداوم فعالیت گروه‌های هنری، حمایت از استعدادهای جوان، ایجاد فرصت برای زنان و دختران هنرمند، توجه به هنرهای بومی و خیابانی، استفاده حرفه‌ای از ظرفیت رسانه‌های محلی و دیجیتال و فراهم‌کردن امکان حضور بیشتر مردم در تجربه‌های فرهنگی، می‌تواند این سرمایه اجتماعی را تقویت کند.

جشنواره‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما اثری که در ذهن و حافظه شهروندان باقی می‌ماند، می‌تواند ماندگارتر از خود جشنواره باشد.

سخن آخر؛ شهرهایی که هنر را جدی می‌گیرند، زنده‌ترند

بوکان امروز تصویری از شهری ارائه کرد که برای چند ساعت، ضرباهنگش را با هنر تنظیم کرد.

صدای دف و دهل در خیابان‌ها پیچید؛ موسیقی اقوام از نقاط مختلف ایران شنیده شد؛ گروه‌های نمایشی از ۲۳ استان در برابر مردم قرار گرفتند و زنان و دختران هنرمند نیز در میان این جریان فرهنگی حضوری چشمگیر داشتند.

اما ارزش واقعی چنین رویدادی زمانی آشکار می‌شود که این شور و هیجان، پایان کارناوال نباشد.

هنر اگر فقط برای یک روز خیابان را پر کند، یک رویداد است؛
اما اگر بتواند نگاه مردم به شهر، فرهنگ و توانایی‌های نسل جوان را تغییر دهد، به یک سرمایه اجتماعی تبدیل شده است.

امروز بوکان نشان داد که خیابان می‌تواند صحنه باشد، مردم می‌توانند مخاطب و همراه باشند و زنان و دختران می‌توانند در متن روایت فرهنگی شهر بدرخشند.

شاید مهم‌ترین پیام این کارناوال همین باشد:

شهر، وقتی به هنر میدان می‌دهد، خودش به یک اثر هنری تبدیل می‌شود.

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
1 + 9 =