از نخستین قدم‌های هنری در سال ۱۳۸۱ تا تندیس فجر؛ داستان زنی که صحنه را به خانه دوم خود تبدیل کرد

آرزو علی‌پور؛ زنی که از دل صحنه، روایت ماندن و ساختن را نوشت

شناسهٔ خبر: 588E3DF4 -
بعضی زن‌ها فقط در یک حرفه فعالیت نمی‌کنند؛ آن‌ها بخشی از هویت خود را در همان حرفه جا می‌گذارند. آرزو علی‌پور یکی از همین زنان است؛ هنرمندی که بیش از دو دهه از زندگی خود را با تئاتر، تمرین، آموزش، کارگردانی، بازیگری و جشنواره‌ها پیوند زده و قدم‌به‌قدم، بدون آنکه از صحنه فاصله بگیرد، جایگاه خود را در سپهر هنرهای نمایشی تثبیت کرده است.

به گزارش زنان بیدار ، روایت آرزو علی‌پور، روایت یک جایزه یا یک اجرای موفق نیست؛ روایت سال‌ها ایستادن، تجربه کردن، آموختن، آموزش دادن، شکست خوردن، دوباره برخاستن و بازگشتن به صحنه است؛ روایتی که از سال ۱۳۸۱ آغاز شده و در سال ۱۴۰۴ با دریافت تندیس و عنوان بازیگری برگزیده در چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فجر، به یکی از تازه‌ترین فصل‌های درخشان خود رسیده است.

این، داستان زنی است که صحنه را انتخاب کرد؛ و صحنه نیز بارها نام او را به یاد سپرد.


آغاز یک مسیر؛ تهران، ۱۳۶۵

آرزو علی‌پور در سال ۱۳۶۵ در تهران متولد شد؛ اما بخش مهمی از هویت حرفه‌ای او در سال‌های بعد و در فضای تئاتر شکل گرفت.

فعالیت هنری او از سال ۱۳۸۱ آغاز شد؛ زمانی که شاید کمتر کسی می‌توانست تصور کند این آغاز ساده، روزی به کارنامه‌ای چندلایه و گسترده در عرصه هنرهای نمایشی تبدیل خواهد شد.

او در رشته نمایش ـ گرایش بازیگری تحصیل کرد و از دانشگاه آزاد اسلامی واحد هنر تنکابن دانش آموخت.

اما برای او، دانشگاه پایان آموزش نبود؛ بلکه شروع مسیری بود که بخش بزرگی از آن در کارگاه تمرین، پشت صحنه، سالن‌های نمایش، جشنواره‌ها و مواجهه مستقیم با مخاطب ادامه پیدا کرد.


یک زن، چند نقش؛ بازیگر، کارگردان، مدرس

اگر قرار باشد کارنامه آرزو علی‌پور را فقط با یک عنوان معرفی کنیم، بخش مهمی از واقعیت حذف خواهد شد.

او تنها بازیگر نیست.

تنها کارگردان نیست.

تنها مدرس نیست.

و تنها مدیر یک مجموعه آموزشی نیست.

او در طول سال‌های فعالیت خود، در موقعیت‌های مختلف حرفه تئاتر حضور داشته است؛ بازیگری، کارگردانی، آموزش، مدیریت آموزشگاه، داوری، بازخوانی آثار، نویسندگی و طراحی لباس.

مدیریت مسئولیت آموزشگاه هنرهای نمایشی فرهنگستان گیلان و همچنین مدیریت مسئولیت آموزشگاه بازیگری دیوار چهارم، بخشی از فعالیت‌های آموزشی و مدیریتی او را تشکیل می‌دهد.

او همچنین شش سال به عنوان مربی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فعالیت کرده است؛ تجربه‌ای که وجه آموزشی و ارتباط او با نسل جوان‌تر را پررنگ‌تر می‌کند.

عضویت در کانون نمایشگران خیابانی خانه تئاتر ایران نیز بخش دیگری از مسیر حرفه‌ای اوست.


وقتی زن، روایت خودش را روی صحنه می‌برد

تئاتر برای بسیاری از هنرمندان یک حرفه است؛ اما برای برخی، به زبان بیان جهان تبدیل می‌شود.

در مسیر آرزو علی‌پور، حضور در آثار متعددی با موضوعات و فضاهای متفاوت، نشان‌دهنده تجربه‌ای گسترده در مواجهه با گونه‌های مختلف نمایشی است.

از «آل» و «نوروزی‌ها» تا «میرزا»، «تمنای باران»، «فیگور»، «از بس که جان ندارد»، «دعای آفتاب»، «شیلون‌کشی»، «گیلدخت»، «سردار و حرم»، «چهارشنبه خاتون»، «شال‌برون»، «صداهای خوابیده در خاک» و «سه دلقک و نصفی»، بخشی از تجربه‌های صحنه‌ای او در سال‌های مختلف را شکل داده‌اند.

اما در میان این نام‌ها، برخی آثار برای کارنامه او معنایی فراتر از یک اجرای معمولی داشته‌اند.


«گیلدخت»؛ نقطه‌ای مهم در مسیر کارگردانی

در دوازدهمین جشنواره بین‌المللی مریوان، آرزو علی‌پور با نمایش «گیلدخت» در جایگاه کارگردان حضور یافت و جایزه کارگردانی را به دست آورد.

این نمایش همچنین به عنوان نمایش برگزیده برای جشنواره بین‌المللی فجر انتخاب شد.

مسیر «گیلدخت» در ادامه به سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فجر رسید؛ جایی که علی‌پور در بخش کارگردانی کاندیدای دریافت جایزه شد.

این اتفاق یکی از نقاط مهم کارنامه او بود؛ زیرا نشان می‌داد فعالیتش در جایگاه کارگردان نیز در کنار سابقه بازیگری، به تدریج به بخش جدایی‌ناپذیر هویت حرفه‌ای او تبدیل شده است.


«هفت پله تا آواز خورشید»؛ قدم‌های محکم‌تر پشت دوربین

پیش از آن نیز علی‌پور با نمایش «هفت پله تا آواز خورشید» در بیست‌وپنجمین جشنواره سراسری سوره حضور یافته و جایزه کارگردانی را کسب کرده بود.

این موفقیت، بخشی از مسیر حرکت او از بازیگری به سوی کارگردانی و تجربه ابعاد مختلف خلق یک اثر نمایشی بود.

در واقع، او فقط نمی‌خواست شخصیت‌ها را بازی کند؛ می‌خواست در ساختن جهان آن‌ها نیز سهم داشته باشد.


فجر؛ جایی که نام‌ها ماندگار می‌شوند

نام آرزو علی‌پور در چندین دوره از جشنواره بین‌المللی فجر با آثار مختلف دیده شده است.

حضور در سی‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فجر با نمایش «فیگور» و کاندیداتوری در بخش بازیگری زن، یکی از نقاط مهم کارنامه او بود.

در ادامه، در سی‌وششمین جشنواره بین‌المللی فجر با «گیلدخت» در جایگاه کارگردان حضور داشت.

در سی‌وهشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فجر نیز با دو نمایش «شال‌برون» و «مم‌شو» حضور یافت.

یک سال بعد، در سی‌ونهمین دوره جشنواره بین‌المللی فجر با نمایش «سردار و حرم» به این مسیر ادامه داد.

و سپس در سال ۱۴۰۴، یکی از تازه‌ترین برگ‌های این دفتر رقم خورد:

چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فجر؛ نمایش «هیچ پلاس»؛ بازیگری برگزیده و دریافت تندیس جشنواره.

برای هنرمندی که از سال ۱۳۸۱ در این مسیر حرکت کرده است، این تندیس را می‌توان یکی از تازه‌ترین نشانه‌های استمرار یک مسیر طولانی دانست.


مریوان؛ جایی برای تکرار درخشش

جشنواره بین‌المللی مریوان نیز در کارنامه آرزو علی‌پور جایگاه ویژه‌ای دارد.

حضور با آثاری همچون «نوروزی‌ها»، «آل»، «شیلون‌کشی»، «هست ولی کم است»، «دعای آفتاب»، «گیلدخت»، «چهارشنبه خاتون»، «مصائب زنان جنگ»، «شال‌برون» و «تمنای باران» بخشی از این حضورهاست.

در شانزدهمین جشنواره بین‌المللی مریوان، او با نمایش «مصائب زنان جنگ» به عنوان کارگردان و بازیگر حضور یافت.

در سال ۱۴۰۳ نیز در همین جشنواره، تندیس برگزیده بازیگری زن در بخش بین‌الملل را به دست آورد.

اما سال ۱۴۰۴ بار دیگر نام او را در بخش کارگردانی مطرح کرد:

در هجدهمین جشنواره بین‌المللی مریوان، نمایش «بارش» با کارگردانی او حضور یافت و علی‌پور جایزه اول کارگردانی و تندیس جشنواره را دریافت کرد.


کارنامه‌ای که فقط به فجر و مریوان خلاصه نمی‌شود

مسیر آرزو علی‌پور در جشنواره‌های متعدد دیگری نیز ادامه داشته است.

در جشنواره سراسری شهروند، با آثاری همچون «هر طور شما بخواهید»، «هست ولی کم است»، «از بس که جان ندارد»، «سه دلقک و نصفی» و «وندال‌ها» حضور داشته و در دوره‌های مختلف موفق به دریافت جوایز بازیگری شده است.

او همچنین جایزه کارگردانی در جشنواره ارس را در کارنامه خود دارد.

در جشنواره شرهانی نیز موفق به کسب جایزه دوم بازیگری زن شده و در سال ۱۴۰۳، جایزه کارگردانی برگزیده و تندیس جشنواره را دریافت کرده است.

در جشنواره ایثار سال ۱۴۰۳ نیز جایزه سوم بازیگری را به دست آورده است.

در جشنواره استانی سال ۱۴۰۲، جایزه اول بازیگری و کارگردانی و در جشنواره منطقه‌ای سهند تبریز نیز جایزه اول بازیگری و کارگردانی را کسب کرده است.


۱۴۰۴؛ سالی که کارنامه، نفس تازه‌ای گرفت

اگر سال‌های فعالیت آرزو علی‌پور را همچون فصل‌های یک کتاب در نظر بگیریم، سال ۱۴۰۴ را می‌توان یکی از پرتراکم‌ترین فصل‌های این کتاب دانست.

در این سال:

بازیگری دوم زن در نمایش «سه دلقک نصفی»

بازیگری اول زن و تندیس جشنواره در چهاردهمین دوره جشنواره شهروند لاهیجان

جایزه اول کارگردانی و تندیس جشنواره در هجدهمین جشنواره بین‌المللی مریوان با نمایش «بارش»

تقدیر نویسندگی و طراحی لباس برای نمایش «انسان خطای آخر»

جایزه دوم بازیگری در جشنواره ارس باران با نمایش «آواز در باد ماسک‌پوش»

تقدیر کارگردانی در هفتمین جشنواره تئاتر شهر تهران با نمایش «تهران؛ لبخند زیر دود»

جایزه دوم بازیگری در شانزدهمین جشنواره سودای عشق با نمایش‌های «انسان خطای آخر» و «آن سوی سکوت»

و سرانجام:

بازیگری برگزیده و تندیس چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فجر با نمایش «هیچ پلاس».

این فهرست، فقط مجموعه‌ای از عناوین نیست؛ تصویری از سالی است که در آن بازیگری، کارگردانی و دیگر وجوه فعالیت هنری علی‌پور همزمان در جشنواره‌های مختلف حضور داشته‌اند.


زنی که فقط مقابل دوربین و نور نایستاد

یکی از ویژگی‌های مهم مسیر حرفه‌ای علی‌پور، حضور او در بخش‌های مختلف فرآیند تولید اثر است.

در نمایش «انسان خطای آخر»، نام او در حوزه نویسندگی مورد تقدیر قرار گرفت و طراحی لباس این اثر نیز از فعالیت‌های او بوده است.

این یعنی تجربه او به بازی در یک نقش یا کارگردانی یک نمایش محدود نمی‌شود؛ بلکه در بخش‌هایی از فرایند شکل‌گیری اثر نیز حضور داشته است.


از بازیگری تا داوری؛ از صحنه تا ارزیابی صحنه

سال‌ها حضور در تئاتر، زمینه‌ای برای حضور در جایگاه‌های دیگری نیز فراهم کرده است.

آرزو علی‌پور سابقه فعالیت به عنوان هیئت بازبین جشنواره کهن‌دشت و هیئت بازخوان سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی مریوان را دارد.

او همچنین در چندین دوره به عنوان داور جشنواره دانش‌آموزی فعالیت کرده است.

این بخش از کارنامه، تصویر دیگری از مسیر حرفه‌ای او ارائه می‌دهد؛ هنرمندی که علاوه بر اجرای اثر، در فرآیند بررسی و ارزیابی آثار نمایشی نیز حضور داشته است.


از آموزشگاه تا کانون پرورش فکری؛ ساختن نسل بعد

هنر زمانی ماندگار می‌شود که فقط در یک نسل متوقف نماند.

علی‌پور در کنار فعالیت حرفه‌ای خود، سال‌ها در حوزه آموزش نیز فعال بوده است.

مدیریت مسئولیت آموزشگاه‌های بازیگری، از جمله فرهنگستان گیلان و دیوار چهارم، در کنار شش سال فعالیت به عنوان مربی در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بخشی از این مسیر است.

این تجربه، وجه دیگری از کارنامه او را آشکار می‌کند:

هنرمندی که فقط برای صحنه خودش تلاش نکرده و بخشی از مسیر حرفه‌ای خود را به آموزش و انتقال تجربه اختصاص داده است.


زن بودن در هنر؛ نه حاشیه، بلکه بخشی از روایت

در رسانه‌ای که نامش «زنان بیدار» است، روایت آرزو علی‌پور تنها به فهرست افتخارات یک هنرمند خلاصه نمی‌شود.

اهمیت این روایت در آن است که یک زن هنرمند، سال‌ها در یکی از سخت‌ترین و پررقابت‌ترین حوزه‌های هنر فعالیت کرده، از بازیگری به کارگردانی رسیده، آموزش داده، مدیریت کرده، داوری کرده و در جشنواره‌های متعدد ملی و بین‌المللی حضور داشته است.

این روایت درباره زنی است که برای دیده‌شدن، تنها به یک حضور کوتاه اکتفا نکرد؛ بلکه سال‌ها ماند و ساخت.

هر جایزه یک قاب از این مسیر است؛ اما پشت هر قاب، ساعت‌ها تمرین، متن، میزانسن، نگرانی، انتظار، شکست، دوباره شروع کردن و ایستادن مقابل نور صحنه قرار دارد.


از «خاک شیرین» تا «هیچ پلاس»؛ یک مسیر ادامه‌دار

در کارنامه صحنه‌ای آرزو علی‌پور، نمایش‌هایی همچون «لطفاً با مرگ من موافقت کنید»، «پروانه‌ات سیاه شد ماتلا»، «خرگوش سفید با چشم‌های قرمز»، «گیل‌آئو»، «مشق‌ها شعر بلند»، «آخ»، «تی‌تی»، «خوابیدن زیر صفحه حوادث»، «خاک شیرین» و «نگاه و نگار» نیز دیده می‌شود.

هر اثر، تجربه‌ای تازه و هر حضور، بخشی از مسیر طولانی او در تئاتر بوده است.

مسیر از سال ۱۳۸۱ آغاز شد؛ اما هنوز روایت به پایان نرسیده است.


آرزو علی‌پور؛ فراتر از یک رزومه

رزومه‌ها معمولاً با تاریخ‌ها، عنوان‌ها و جوایز نوشته می‌شوند.

اما بعضی رزومه‌ها را باید با واژه‌ای دیگر خواند:

تداوم.

تداومِ حضور.

تداومِ یادگیری.

تداومِ تجربه.

تداومِ آفرینش.

و تداومِ بازگشت به صحنه.

آرزو علی‌پور طی سال‌های فعالیت خود، از بازیگری به کارگردانی، از آموزش به مدیریت، از صحنه به داوری و از اجرای اثر به تجربه نویسندگی و طراحی لباس رسیده است.

در این مسیر، نام جشنواره‌های مختلف در کنار نام او قرار گرفته و بخشی از این حضورها با نامزدی، تقدیر، جایزه و تندیس همراه شده است.

اما شاید مهم‌تر از همه این باشد که او همچنان در حال کار است.


آخرین قاب؛ اما نه پایان داستان

سال ۱۴۰۴ با تندیس بازیگری برگزیده چهل‌وچهارمین جشنواره بین‌المللی فجر برای آرزو علی‌پور به پایان یک فصل رسید؛ اما برای یک هنرمند، هیچ تندیسی نمی‌تواند معنای پایان داشته باشد.

هر تندیس، هر جایزه و هر تشویق، تنها یک مکث کوتاه در مسیر است.

پشت پرده، دوباره چراغ‌های سالن روشن می‌شوند.

متن تازه‌ای نوشته می‌شود.

تمرین تازه‌ای آغاز می‌شود.

یک شخصیت تازه متولد می‌شود.

و زنی دوباره مقابل صحنه می‌ایستد.

آرزو علی‌پور، روایت زنی است که بیش از دو دهه از زندگی خود را با تئاتر نوشته؛ روایتی که هنوز آخرین صفحه‌اش نوشته نشده است.

و شاید همین، زیباترین بخش داستان باشد:

هنوز صحنه ادامه دارد.


«زنان بیدار؛ روایت زنانی که نمی‌ایستند تا دیده شوند، می‌ایستند تا اثر بگذارند.»

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
4 + 1 =